مرتضى مطهرى

454

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

نفس الامريتى و يك نوع واقعيتى در ماوراء ذهن براى آن معدومات قائلند بدون اينكه براى آنها وجودى قائل باشند و آن معدومات عبارت است از ماهيات ممكنه . به عبارت ديگر گفته‌اند : معدومات دو نوع‌اند : معدومات ممتنع و معدومات ممكن . معدومات ممتنع عبارت است از ماهيات ممتنع الوجود مثل شريك البارى و اجتماع نقيضين . اينها هيچ نفس الامريتى در ماوراء ذهن ندارند و به اصطلاح ، اينها نه موجودند نه ثابت . ولى معدومات ممكن عبارت است از ماهيات ممكن الوجود كه فى حدّ ذاته ممكن الوجودند ولى فعلا معدومند ؛ يعنى چنين معدومى در عين اينكه « ممكن » است معدوم است ، و با اينكه معدوم است ولى در عين حال يك نفس الامريتى در حاقّ واقع دارد . مثلا يك شكل هندسى را در نظر بگيريد كه در طبيعت وجود ندارد ولى يك امر ممكن است . كثير الاضلاعى را در نظر بگيريد با تعداد اضلاعى كه خودتان تصورش را مىكنيد ، مثلا كثير الاضلاعى با صد هزار ضلع ؛ چنين چيزى اصلا در طبيعت وجود ندارد ( يا به حسب فرض در طبيعت وجود ندارد ) ولى يك امرى است ممكن . يا انسانى را در نظر بگيريد مثل همان انسانهايى كه در افسانه‌هاى عمالقه آمده است كه مثلا قدش بيست متر يا سى متر باشد و كلّه‌اش چقدر باشد . اين يك امر ممتنع الوجودى نيست كه وجود داشتن چنين چيزى به حسب عقل محال باشد ولى وجود هم ندارد ؛ امر ممكن است ولى وجود ندارد . از اين‌گونه امورى كه ممكن است وجود داشته باشد ولى وجود ندارد نمونه‌هاى فراوان مىشود فرض كرد . اينها را مىگويند معدومند ولى در عين اينكه معدومند باز يك نفس الامريتى دارند ؛ يعنى اينها در عالم اعيان نفى محض نيستند ، بلكه اين شىء ممكن كه در زمان قبل وجود نداشت و الآن وجود پيدا مىكند با اينكه در زمان قبل از وجودش معدوم بود ولى در همان زمان قبل هم كه معدوم بود منفىّ مطلق نبود ، يك مرتبه‌اى از عينيت را داشت ولى وجود نداشت ، بعد شما به آن چيزى كه در وراى ذهن شما يك مرتبه‌اى از عينيت دارد وجود مىدهيد ؛ يعنى اين وجود تعلق مىگيرد به چيزى كه